على محمدى خراسانى

11

شرح كفاية الأصول (فارسى)

قول را اختيار كنيم در ما نحن فيه جاى بحث و نزاع وجود دارد : امّا بنا بر طبيعت اين‌گونه بحث مىشود كه آيا مطلوب ايجاد طبيعت يك‌بار است « مرّه » يا چند دفعه « تكرار » ؟ و امّا بنا بر فرد اين‌چنين بحث مىشود كه آيا مطلوب فرد واحد است « مرّه » يا افراد كثير « تكرار » ؟ پس على جميع التقادير در مسئله آتيه اينجا جاى بحث موجود است . و اگر مرّه و تكرار به معناى فرد و افراد باشد ، باز بنا بر اينكه در مسئله آتيه معتقد به تعلّق امر به فرد باشيم خود فصول هم قبول كرد كه قائلين به فرد حقّ شركت در بحث دارند كه آيا يك فرد بايد اتيان شود يا چند فرد ؟ و بنا بر اينكه در آن مسئله طرفدار تعلّق امر به طبيعت هم شويم در ما نحن فيه جاى بحث است به اينكه مراد وجود طبيعت است و مراد از فرد او افراد هم وجود واحد وجودات متعدّد است . [ در دو مقدّمه بيان كرديم ] آنگاه مىپرسيم كه آيا مطلوب وجود واحد طبيعت است يا وجودهاى متعدّد آن ؟ كاملا ملاحظه شد كه در مسئلهء آتيه هر مسلكى داشته باشيم در ما نحن فيه جاى نزاع در مرّه و تكرار وجود دارد . پس اين مسئله ربطى به آن مسئله ندارد . قوله : غاية الامر : اين فراز را در ضمن مقدّمه اوّل بيان كرديم و نيازى به توضيح مجدد نيست . قوله : تنبيه : اين تنبيه درحقيقت بيان ثمره و نتيجهء اقوال گوناگون در مسئلهء مرّه و تكرار است ، كه از نظر مقام امتثال فرق اين اقوال چيست ؟ ثمرهء عملى آنها كدام است ؟ بنا بر قول به دلالت فعل امر بر مرّه : [ دفعه باشد يا فرد ] اگر مولى فرمود : « اضرب زيدا » و ما در مقام امتثال يك‌بار اين عمل را انجام داديم ، قطعا بر اين اتيان امتثال امر صادق است و جاى بحث ندارد . منتهى سخن در اتيان دوباره است و اينكه براى بار دوّم اگر همين عمل را انجام داديم چه مىشود ؟ اتيان مجدّد يا بدون قصد امتثال امر است كه كارى لغو و بىحاصل است ، و يا با قصد امتثال امر است ، اين را اصطلاحا امتثال بعد از امتثال يا امتثال عقيب امتثال گويند كه هم لغو است و نيازى بدان نيست و هم بالاتر از لغويّت تحصيل حاصل است كه محال ذاتى است و هم اساسا امتثال مجدّد امكان ندارد ، زيرا با امتثال اوّل غرض مولى حاصل شد و با حصول غرض ، امر مولى ساقط شده و با سقوط امر چيزى نيست تا